امامان، مشروعیت دینی و اجتماعی خود را از انتساب به امام قبلی دریافت میکردند و این سلسله تا شخص پیامبر ادامه مییافت. بنابراین نوع فعالیت آنان از دو منظر پیوند مییابد: منظر نخست، ارتباط سلسله حوادث تاریخی دوره امامان که فعالیتهایشان در تعامل با این حوادث شکل گرفته است و منظر دوم، مبنای مشروعیت اجتماعی آنان که فعالیتهایشان از آن خاستگاه به ظهور میرسیده است و لذا نمیتوان تصور کرد که نوع فعالیت آنها بی ربط و جدای از هم بوده باشد. بنابراین به طور طبیعی میشود حلقههای ارتباطی بین امامان کشف کرد که جنبه تاریخی دارد و میتوانیم یک تحلیل فرایندی و پارادایمی از فعالیت امامان شیعه داشته باشیم و یک پروژه واحد بنام پروژه امامت شیعه را تعریف کنیم. یعنی هم میتوان سیری برای امامت شیعی ترسیم کرد و هم برای آن دورههایی را شمرد. اگر بخواهیم حلقههایی را در این پروژه تعیین کنیم به نظر میرسد که در واقع امامان نخستین و به طور خاص سه امام اول در قالب پروژه مشروعیت سیاسی قرار داشتند و به نوعی تلاش خود را برای همآوردی با خلافت موجود متمرکز کرده بودند و در صدد بودند که با به دست گرفتن خلافت به اهداف دینی و اجتماعی مورد نظرشان برسند. در مرحله بعدی شاهد پروژه دانش و معنویت هستیم که از امام سجاد شروع میشود و تا امام باقر و امام صادق ادامه مییابد که همگی به دنبال زمینهسازیهای فرهنگی و علمی بیشتر در حوزه جهان اسلام و به طور خاص در جامعه شیعی بودند. در مرحله سوم رویکرد اجتماعی و سازمانی بر فعالیت امامان غلبه مییابد. از دوره امام موسی بن جعفر (ع) تلاشها بر سازماندهی تشکیلات اجتماعی شیعه متمرکز میشود و به طور خاص شاهد تشکیل سازمان وکالت و اصلاح و توسعه سالهای بعد هستیم. مسئله ولایتعهدی در دوره امام رضا نیز بیشتر از سنخ تلاشهای اجتماعی بود. در دوره پایانی به نوعی وارد حوزه غیبت میشویم که نه در خصوص امام دوازدهم که از عسکریین باید شروع آن را شمرد. چرا که این دو امام نیز ارتباط عادی خود با پیروان را از دست داده و کارکرد آنها در جامعه شیعی نیز بیشتر نوعی پشتیبانی قدسی و معنوی و نه اجتماعی و علمی بوده است.اما اگر بخواهیم دوره امام رضا را بررسی کنیم به نظر میرسد برای فهم نقش اجتماعی و تاریخی امام باید به دنبال شناسایی آن فضا باشیم . میدانیم که پس از شهادت امام موسی بن جعفر(ع) جامعه شیعه با یک بحران جدی روبرو میشود. امام رضا(ع) در دوره آغازین امامت خودش به طور جدی با فرقههای منشعب از امامیه درگیر بود و به طور خاص با واقفیه که به طور جدی از اساس و پایه با مشروعیت امامت ایشان مخالف بودند. در دوره بعد از آن ماجرای ولایتعهدی مطرح میشود که نقش فراوانی در بازسازی دوباره جامعه شیعه و استحکام عقیدتی و اجتماعی آن ایفا نمود.
چالشهای دوره امامت امام رضا (ع)
امام رضا در واقع در سه محور اصلی با چالش مواجه بودهاند. اگر بخواهیم این چالشها را محور بندی کنیم، با سه محور جدی برخورد میکنیم. محور نخست برخورد با فرق منشقّ شیعی است و به طور خاص واقفه که در دوره آغازین امامت امام رضا نقش بسیار جدی دارند و عمده فعالیتهای امام رضا متمرکز بر مقابله با آنها بوده است. چون سازمان وکالتی که از زمان امامان سابق تأسیس شده و گسترش خیلی زیادی پیدا کرده بود، بدنه خیلی وسیعی از آن علیه امام شورش کردند و در واقع از سیطره امام خارج شد. در نتیجه امام ابزارهای مالی و اقتصادی خود را از دست داد، ابزارهای ارتباطی را با گروههای شیعه را از دست داد و به همین دلیل در واقع شاید مهمترین چالشی که امام در دوره اول امامت با آن مواجه شده بود، مسئله جریان وقف بود.محور دوم که ارتباط به مسئله ولایتعهدی دارد شیوه تعامل با عباسیان است. منظور از عباسیان خصوص مامون عباسی نیست. میدانیم که در اثر ماجرای ولایت عهدی و قبل از آن در پی مرگ هارون و طرح مسئله خلافت مأمون اختلافات و انشعابات جدی در بین عباسیان صورت گرفته بود. شاید بتوانیم بگوئیم بدنه اصلی عباسیان مخالف خلافت مأمون و هم مخالف ولایت عهدی امام رضا بودند. از طرف دیگری مأمون و برخورد با او به عنوان خلیفه مطرح است و درخواستهایی که از ولی عهد خودش داشت و این درخواستها را ممکن است امام نتواند انجام بدهد یا نخواهد انجام دهد. شیوه برخورد امام با عباسیان، مامون و اطرافیانش، وزرا و فرماندهان نظامی و فرماندهان اداری و به طور کلی چالش اصلی امام به ویژه در دوره ولایت عهدی ناظر به این مسئله بود
.
محور سوم در دوره میانه دو محور سابق قرار دارد و در دوره رفتن از مدینه به خراسان رخ میدهد. شیوه تعامل و برخورد با مردم شهرها و روستاهای بین راه که هر یک دارای وابستگیهای دینی و سیاسی و .. خود بودند از چالشهای مهم دوره امامت امام به شمار میرود.در مجموع امام رضا (ع) از نقش بیهمتایی در انسجام دوباره شیعه و تجدید هویت آن به عنوان یک مذهب برخوردار است. مذهب شیعه که در اثر انشعابات پی در پی اعم از فطحیه، اسماعیلیه، واقفیه با بحران بزرگ اجتماعی و هویتی مواجه شده بود، امام در دو زمینه سعی کرد که بر این بحران فایق آید: دستگاه فکری و عقیدتی آنها را بازسازی بکند و نوعی انسجام و وحدت جدید را به سازمان اجتماعی آنها ببخشد.راهبرد عمومی امام در برخورد با چالشهای زمان خود راهبردی فرهنگی بود. امام در حل تک تک این مسائل و در برخورد با هر سه آنها شیوه تعامل فرهنگی در واقع شیوه گفت و گو را انتخاب کرده بود. میدانیم در تمام دوره ولایتعهدی ایشان هر چند که دوره طولانی نبوده با توجه به اینکه امام دارای قدرت سیاسی و سلطه بوده است از سلطه خودش هیچ وقت برای حل چالشهای خودش استفاده نکرده است. هیچ کس با نظر امام اعدام نشد، زندان نرفت تبعید نرفته حتی در دوره قبل از ولایت عهدی علی رغم اینکه به هر حال از یک سلطه دینی برخوردار بوده هر گز از این سلطه دینی استفاده نکرده و بیشتر با شیوه روشنگری و توجه به تبیین حقایق توجه به مناظره و گفت و به مبارزه علمی پرداخت.
ضرورت كسب معرفت درباره امام رضا (علیه السلام)
148 سال بعد از هجرت پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله و سلم) از مكه به مدينه، فرزندي از صلب پاك امامان معصوم (علیه السلام) به دنيا آمد كه پدر بزرگ او، امام صادق (علیه السلام) ديدن و زيارتش را آرزو مي كرد و مكرر به فرزندش امام كاظم مي فرمود:«عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در صلب توست و اي كاش او را درك مي كردم و حتماً او همنام اميرالمومنين عليه السلام است».حضرت نجمه مادرگرامي و با فضيلت امام رضا درباره فرزندش فرمود:
«در دوران حمل هيچگونه احساس سنگيني درخود نكردم و همينكه به خواب مي رفتم، صداي تسبيح و تهليل و تمجيد خداوند را از شكم خود مي شنيدم. وقتي فرزندم متولد شد، همسرم موسي ابن جعفر(علیه السلام) فرمود: گوارا باد ترا اي نجمه آنگاه پسرم را در پارچه اي سفيد پيچيدم و به دست امام كاظم دادم، آن بزرگوار در گوش راستش اذان و درگوش چپيش اقامه گفت و آب فرات طلبيد و كامش را با آن آب برداشت و به دست من داد و فرمود:«بگير اين نوزاد را كه باقيمانده خدا و حجت او بعد از من در روي زمين است».(1)بدون شك ، يكي از الطاف و عنايات خداوند بر ملت ايران كه مهر افتخار پيروي از مكتب اهل بيت گرامي نبي مكرم اسلام بر پيشاني خويش دارد اين است كه بارگاه نوراني امام هشتم علي ابن موسي الرضا (علیه السلام) را دركشور عزيز ايران قرار داده تا به بركت آن وجود مقدس، كشور ما از بالاترين نعمات مادي و معنوي برخوردار باشد.امروزه اگر چه تهران پايتخت رسمي كشور و ملت ايران است، اما كيست كه نداند كه اين بارگاه ملكوتي رضوي است كه قبله آمال و آرزوهاي اوست. عشق به امام رضا تاج افتخار اين ملت و تمام ايمان اوست، عشق به امام هشتم دار و ندار اين مردم و همه هستي اوست.قلب تك تك ايرانيان خانه و آشيانه اوست. امام رضا پناهگاه اين ملت و باب الحوائج اوست. ملت ايران امروز بدليل همجواري با امام هشتم مورد غبطه ساير مسلمانان جهان هستند.امروزه آرزوي زيارت امام هشتم براي مسلمانان عراق كمتر از آرزوي زيارت امام حسين (علیه السلام) توسط ايرانيان نيست. عشق و محبت مسلمانان ساير كشورها نسبت به امام رضا عليه السلام نيز همچون ملت ايران در اوج خود قرار دارد.
به شكرانه اين نعمت خداوندي، بر ما ايرانيان فرض است همچنانكه وجود ما مالامال از محبت به آن امام همام است، ظرف وجودي خويش را نيز از معرفت مكتب آن عزيز مملو نمائيم. درست است كه مكتب تشيع، مكتب عشق و دلدادگي است اما تقويت شناخت و معرفت نسبت به خاندان نبوت امري است كه خود آن عزيزان از شيعيان خويش خواسته اند، چرا كه عشق بدون شناخت به تنهايي نمي تواند سازنده و نجات بخش باشد. اين معرفت است كه به انسان ثبات قدم در مسير و قدرت و بينش تشخيص حق از باطل ميدهد.معرفت در واقع چنان بصيرتي به آدمي ميدهد كه همچون چراغ، روشني راه و او ميگردد. پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله و سلم) تكيه گاه دين را فهم دقيق مي داند و عابدي را كه دين شناس نباشد همچون كسي ميداند كه شب مي سازد و روز ويران مي كند. وقتي انسان به دين خود معرفت پيدا مي كند خطر انحراف به حداقل مي رسد و به تعبير حضرت علي (علیه السلام) شبهات به كسي كه زمان خود را بشناسد يورش نمي آورند.
معرفت به دين افرادي همچون ابوذر مي سازد كه در برابر امواج سهمگين حوادث و فتنه ها تا آخر عمر به صراط مستقيم باقي ماند. امام صادق فرمود:«بيشترين عبادت ابوذر انديشيدن و پند گرفتن بود.«بيداري در دين بقول حضرت امير نعمتي است براي كسي كه روزي اش شده است. اصولاً كسي كه به مسايل ديني معرفت پيدا نكرده دين را هرگز نمي تواند ياري برساند.اگر مردم، به امور دين آگاه باشند عوام فريبان ديگر ميداني براي جولان و سوء استفاده از احساسات پاك آنها پيدا نمي كنند، خرافات زماني فرصتي براي رواج پيدا مي كنند كه مردم از حقيقت يك امري مطلع نباشند.
متأسفانه آنچه باعث شده در طول تاريخ، پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و ديگر مصلحان در مظلوميت قرار بگيرند، عدم شناخت و معرفت كافي مردم از مكتب و مرام آن بزرگان بوده است. برگزاري جشنها و اظهار شادي بمناسبت اعياد اسلامي و بويژه ميلاد ائمه اطهار عمل پسنديده و مباركي است، اما اين كافي نيست. حال كه بحمدالله يك نظام اسلامي بر اين كشور حاكم است.جا دارد بيش از اين نسبت به تقويت فهم و معرفت ديني مردم و مكتب ائمه هدي بويژه نور تابان اين مرز و بوم همت شود.صدا و سيما كه درحكم دانشگاه عمومي است، درچنين مناسبت هايي نبايد به پخش چند مداحي و مديحه سرايي قناعت كرده و وظيفه خود را تمام شده حساب كند، بلكه اين رسانه ملي با ظرفيت هايي كه دارد مي تواند نسبت به تهيه و ساخت برنامه هاي محتوايي درهمه ابعاد جهت بالا بردن سطح آگاهي جامعه اقدام نمايد.هر كدام از احاديث نقل شده از معصومين مي تواند موضوعي براي تهيه يك برنامه و حتي ساخت يك فيلم اثر بخش و فرهنگ ساز باشد.
اين رهنمودها بايد در متن زندگي مردم كاربردي شده و جاري و ساري گردد. اميد است روزي شاهد يك خيزش عمومي جهت عمق بخشيدن به سطح معرفت و فرهنگ ديني جامعه باشيم. تا درپـرتو آن ملت عزيز، پله هاي كمال و ترقي را به سرعت طي نموده و «زينتي» براي امامان خويش گردند.
كلام نوراني امام رضا (علیه السلام )
درپايان چند كلام گهربار از امام علي بن موسي الرضا (علیه السلام) هديه خوانندگان مي گردد:هديه كينه ها را از دل مي زدايد. (2)كسي كه اندوه مؤمني را بگشايد خدا روز قيامت اندوه را از قلبش مي زدايد. (3)از ما نيست آن كه دنياي خود را براي دينش و دين خود را براي دنيايش ترك كند. (4)عبادت به بسياري روزه و نماز نيست، بلكه به بسيار انديشيدن دركار خداست.(5)كسي كه از خدا توفيق بخواهد ولي تلاش نكند خود را مسخره كرده است. (6)از ما نيست كسي كه همسايه اش از شر او در امان نباشد. (7)بهترين مال آن است كه آبرو با آن حفظ شود. (8)آن كه صاحب نعمت است بايد كه به خانواده اش وسعت بخشد. (9)بيست سال دوستي موجب خويشاوندي است وعلم بيش از نسبت پدري، صاحبانش را با هم پيوند مي دهد. (10)در هر زمان كه مردم گناه جديدي را رايج كنند، خداوند تبارك و تعالي، بلاي جديدي كه تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها نازل مي كند. (11)ثروت جمع نمي شود مگر به 5علت: بخل شديد، آرزوي طولاني، حرص غالب، قطع رحم و ندادن حقوق ارحام و انتخاب دنيا بر آخرت. (12)
پي نوشت ها:
1- عيون اخبار الرضا ج 12- مسند الرضا3-كافي 200.24-بحارالانوارج 785- تحف العقول ص 4426- بحار الانوار ج 787- عيون اخبارالرضا ج 18و 9 بحارالانوار ج 7810- عيون اخبار الرضا 121.2
11و 12-مسندالرضا
عقلانيت توحيدي؛ شيوه علمي امام رضا (ع)
يكي از مهمترين دلايل استمرار خط امامت، تحكيم پايه هاي معرفت ديني در ميان امت اسلامي و تثبيت رهاوردهاي پيامبر خاتم(ص) و تفسير صحيح وحي به تناسب استعداد و نياز و شرايط گوناگون جامعه اسلامي بوده است.
تاريخ امامت نشان دهنده اين واقعيت است كه هر يك از امامان در زندگي سياسي، اجتماعي و علمي خود شيوه خاصي را پيموده و اين به خاطر شرايط متفاوت و نيازهاي متنوع جامعه آنان بوده است. اين در حالي است كه اصول و اهداف و پيام اصلي آنان يكي بوده و كمترين تمايز و مغايرتي با يكديگر نداشته است. از ويژگيهاي عصر امام رضا(ع)، گسترش و رواج مباحثات ميان اديان و مذاهب است؛ زيرا در آن عصر گرايش جامعه اسلامي و محافل علمي ديني به بحث و گفت وگو، نشان دهنده راهيابي مباحث مختلف فلسفي و كلامي به حوزه محافل اسلامي و همچنين رشد روحيه كاوشگري در ميان مسلمانان است. از آنجا كه مأمون دستور به ترجمه كتب فلسفي يونان داده بود ، به جهت اهداي جوايز به مترجمان، بسياري از دانشمندان متوجه كتب فلسفه يونان شده و آنها را به زبان عربي ترجمه نمودند. همين امر سبب شد فلسفه يونان كه عمدتاً برگرفته از آراء و نظريات متوالي و افلاطون و ارسطو بود، وارد مباحثات آزاد ميان اديان و مذاهب گردد و محافل علمي اسلامي را دچار تحرك در مباحثات علمي نمايد. هر چند برخي معتقدند كه مأمون براي مقابله با افكار ائمه(ع) و هجمه قرار دادن مباني اعتقادي مسلمانان، دست به اين كار زد تا سرنوشت اسلام همچون مسيحيت دچار انحراف گردد. اما به هر صورت، استقبال اهل بيت(ع) از مباحث آزاد ميان اديان و حضور آنان در اين ميدان، نشانگر آن است كه آنان مباني اعتقادي اسلام را، داراي پايه هاي برهاني و عقلاني قوي دانسته و اعتقاد داشتند كه معارف دين با عقل و علم قابل دفاع بوده و هست. امام رضا(ع) با اطمينان به حقانيت دين و واقع گرايي شريعت محمدي(ص)، ضمن استقبال از ژرفكاوي عقلي در مباحث ديني، همواره پرسشهاي ديني را ارج نهاده و پيروان خود را به تأمل و تدبر و مناظره و مباحثه علمي دعوت مي نمايند. بر همين اساس، امام رضا(ع) با حركت علمي همراه با عقلانيت و استفاده از فرصتها در مباحث و دانش سرشار خويش و با احاطه علمي بر مباني اديان و مذاهب ديگر، تحول علمي عظيمي در تاريخ اسلام ايجاد نموده اند. امام رضا(ع) در مواجهه با تغيير ظاهري علمي در جوامع اسلامي كه با ورود كتابهاي ترجمه شده فلسفي يونان انجام پذيرفته بود، با نوسازي قالبها و روشهاي مناظره و مباحثه، يك انقلاب علمي در عصر خويش ايجاد نمود. تلاش انديشمندان هر جامعه علمي مبتني بر اصول حاكم بر آن جامعه است و در واقع اين اصول است كه به دانشمند مي گويد مسأله چيست و بايد در قالب چه مفاهيم و اصطلاحاتي شكل بگيرد و با كدام اصول و نظريه ها سازگاري دارد، در چنين صورتي اگر انديشمندان نتوانند فضاي حاكم بر جامعه را كه بر اثر تحولات علمي و فرهنگي ايجاد شده است، مديريت نمايند و به آن پاسخ دهند، به لحاظ فكري و انديشه اي وضعيتي بحراني در جامعه ايجاد و چه بسا آرا و نظريات متزلزل و منحرف براي عوام و خواص مسأله انگيز مي شود. در چنين مواقعي، بايد يك تفكر برتر از دانشمندان (كه در جامعه علمي واحدي به كار مشغولند) موجود باشد تا ضمن ايجاد انقلاب علمي، به مديريت افكار بپردازد و امام رضا(ع)، چنين كاري انجام داده است.
وقتي تحول فكري و فرهنگي در جامعه اسلامي عصر امام رضا(ع) ايجاد شد، مسايل نويني جايگزين مسايل موجود گرديد و معيارها، مباني و روشها نيز تغيير كرد. بر همين اساس، برخلاف برخي از رهبران اديان و مذاهب كه پرسش را زمينه گسترش شبهات و مقدمه شك و بي اعتقادي مي دانستند و در مواجهه با آن دچار گسست فكري مي شدند، حضرت رضا(ع) با اطمينان از مباني ديني و بصيرت و آگاهي، به جاي نقل حكايت، به درك و درايت و با استقبال از تضارب آرا، به مناظره و مباحثه و طرح مسايل نوين دين شناسي مي پردازد. بزرگترين خدمت حضرت رضا(ع) به اسلام و مسلمانان اين بود كه ايشان با بينش ديني متكي بر قرآن و سنت، از منظر عقلانيت و خرد، معارف ناب الهي را به جامعه بخصوص انديشمندان انتقال داده و تشنگي روحاني آنان را سيراب نمودند. مهمترين تلاش امام رضا(ع) ارايه تصويري روشن از معارف اسلامي و زدودن انحرافها و افسانه ها از دين بود. در عصر امام رضا(ع) جامعه اسلامي به شدت از ايده هاي صحيح ديني و الگوهاي ارزشي دور مانده بود كه علت آن ورود و نفوذ افكار و انديشه هاي متفاوت از اديان و آيينها و همچنين فلسفه يونان و هند به جامعه اسلامي بوده است.در چنين وضعيتي، حضرت رضا(ع) تنها از ملازمه عقلي استفاده نكرده، بلكه به فلسفه و حكمت بخشي از پديده هاي هستي و باورهاي ديني پرداخته اند.امام(ع) در مناظرات علمي خويش، تمام عناصر و پديده هاي موجود در عالم را با مباني توحيدي و معرفت ديني تحليل و بررسي مي كردند، لذا يكي از روشهاي امام در مناظرات و مباحثات، بهره گيري از آيات قرآن بود.ايشان با استدلال به قرآن، سخنان حق تعالي را سخن نهايي و ترديدناپذير مي دانستند، در مواردي هم افراد مناظره كننده از اديان ديگر بودند، حضرت با نگاهي هستي شناسانه و با بهره گيري از ملازمات عقلي در مناسبات زندگي بشري و فلسفه هستي، فرد مورد نظر را به سوي توحيد رهنمون مي كردند.
خلاصه اينكه، امام رضا(ع)، با نگرش عقلانيت توحيدي و در جهت استمرار خط امامت، در عصري كه اوج گسترش مباحثات كلامي و فلسفي بوده است، ضمن ايجاد دگرگوني در مباني فلسفي و هستي شناسانه برخاسته از تفكر بشر، با الهام از قرآن و روايات اهل بيت(ع) به تبيين اصول و اعتقادات اسلامي و تحكيم پايه هاي معرفت ديني پرداخته اند.
هشت درس و پيام از هشتمين امام (علیه السلام)
اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبلاز اين عالم انوارى بودهاند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردمامتياز داشتهاند.» حضرت امام خمينى ضمن بيان مطلب فوق افزودهاند: «ومقاماتى دارند الى ماشاء الله چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مىكند: ... هرگاه كمى نزديكتر مىشدم، سوخته بودم.
با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مىتواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اينجزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند. چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.» پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مىكند. در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشانترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسانمىنشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مىگيريم. دستت نمىرسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى بپاى گلبن ايشان گياه باش
1- عبادت و نيايش
امام خمينى مىنويسد: فرموده ائمه(عليهم السلام) كه: «عبادت ما عبادت احرار است كه فقط براى حب خداست، نه طمع به بهشتيا ترساز جهنم است»از مقامات معمولى و اول درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كهبه فهم ما و شما نمىگنجد. و در جاى ديگر مىفرمايد: شما خيال مىكنيد گريههاىائمه طاهرين(عليهم السلام) و ... براى تعليم بوده و مىخواستهاند به ديگرانبياموزند؟ آنان با تمام آن معنويات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدامىگريستند و مىدانستند راهى كه در پيش دارند پيمودنش چه قدر مشكل و خطرناكاست. از مشكلات، سختيها ناهمواريهاى عبور از صراط كه يك طرف آن دنيا و طرفديگرش آخرت مىباشد و از ميان جهنم مىگذرد خبر داشتند.
از عوالم قبر، برزخ،قيامت و عقبات هولناك آن آگاه بودند از اين روى هيچگاه آرام نداشته و هموارهاز عقوبات شديد آخرت به خدا پناه مىبردند. شيخ صدوق (متوفا به سال 381) ازابراهيم بن عباس نقل مىكند كه: حضرت رضا(ع) در شب كم مىخوابيد و بيشتر بيدارمىماند، اكثر شبهايش را از اول شب تا صبح احيا مىداشت (و به عبادت و نيايشمىپرداخت). و حتى اهل منزل خود را به نماز شب وادار مىساخت. شيخ صدوق در جاى ديگر از رجاء بن ابىضحاك نقل مىكند كه وى گفت: مامون به من ماموريت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدينه به مروبياورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصى امام را بياورم و وى رااز قم عبور ندهم (چون مركز شيعيان بود و احتمال شورش مىرفت) و شب و روزمىبايستبه نگهبانى از آن حضرت مشغول باشم. از مدينه تا مرو با حضرت بودم، بهخدا سوگند كسى را مانند او در تقوا و كثرت ذكر خدا و خوف از او در تمام اوقاتنديدم. و سپس به تفصيل، كيفيت اداى نمازها و ذكرها و راز و نيازهاىحضرتراشرحمىدهد. آن حضرت درباره وحشت و هراس شيطان از نماز و نمازگزارمىفرمايد: شيطان همواره از مومنى كه مراقب وقت نمازهاى پنجگانهاش باشد در هراساست و در صورتى كه وى نمازهاى خود را ضايع كند بر او جرات پيدا مىكند و كم كماو را در گناهان بزرگ مىاندازد.
برخيز و شست و شو كن با اشك خود وضو كن تحصيل آبرو كن در پيشگاه يزدان دور افكن اين ريا را وين كبر و اين هوى رايكدم بخوان خدا را چون عاشقى پريشان
2- انس به قرآن و تامل در آن
اصولا پيوند ميان قرآن و عترت پيوندى عميق،جاودانه و پايدار است كه حديثشريف ثقلين بدان شهادت داده است.
شيخ صدوق از يكى از معاصران حضرت چنين نقل كرده است: همه كلام حضرت و جوابها ومثالهايش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و مىفرمود: اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مىتوانم آن را ختم نمايم اما هرگز به آيهاىنمىرسم مگر اينكه در معناى آن و اينكه درباره چه چيزى و در چه وقتى نازل گشته،مىانديشم.
آن حضرت در مورد پيروى از قرآن مىفرمايد: قرآن كلام و سخن خداست ازآن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوييد كه گمراه مىشويد. (12)
3- اطاعت از ولى امر
اساسا تمامى ائمه اطهار(عليهم السلام) تا قبل از رسيدن بهمقام امامت مطيعترين فرد نسبتبه ولى امر خويش بودهاند.
امام كاظم(ع) فرمودهاند: «على، پسرم، بزرگترين فرزندم است و سخنانم راشنواتر و دستوراتم را مطيعتر است».
و اينك ما كه در زمان غيبتحضرت صاحبالعصر(ع) بسر مىبريم نيز بايستى با تمام توان خويش از ولايت فقيه كه منصبنمايندگى از جانب حضرت حجت(ع) است، حمايت و پاسدارى نماييم. و چه بسيار دور ازحقيقتاند آنان كه با طرح شبهات كودكانه مىخواهند اصل ولايت فقيه را زير سؤالبرند، در صورتى كه اطاعت از ولى فقيه در زمان غيبت، مورد تصريح حضراتمعصومين(عليهم السلام) قرار گرفته است و حضرت امام خمينى نيز به تفصيل در كتابولايت فقيه به شرح آن پرداختهاند. در قسمتى از كتاب فوق مىخوانيم: الفقهاء امناء الرسل .. همانطور كه پيغمبر اكرم مامور اجراى احكام و برقرارىنظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم مسلمين قرار داده و اطاعتش راواجب شمرده است فقهاى عادل هم بايستى رئيس و حاكم باشند و اجراى احكام كنند ونظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.
4- علم و دانش
شيخ طبرسى (از علما و دانشمندان قرن ششم) نقل مىكند كه: امام كاظم(ع) همواره به فرزندان خويش مىفرمود: اين برادر شما، على بن موسى،عالم آل محمد است، پس از وى در مورد اديان خود بپرسيد و آنچه به شما تعليممىدهند را حفظ كنيد، چرا كه از پدرم (امام صادق(ع» چندين بار شنيدم كهمىفرمود: عالم آل محمد در صلب توست و اى كاش او را درك مىكردم. يك بار خودآن حضرت فرمودند: من در روضه (مسجد النبى ص) مىنشستم، در مدينه دانشمندان زيادى بودند، هرگاهيكى از آنها در پاسخ دادن به مطلبى عاجز مىگشت، همگى به من اشاره مىكردند ومسائلى را پيش من مىفرستادند و من به آنها پاسخ مىدادم. آرى! از سربلندىنديده قافش صداى سيمرغ.
شيخ طبرسى از هروى نقل كرده است كه: هيچ كس را دانشمندتر از على بن موسىالرضا(ع) نديدم و هيچ دانشمندى نيز وى را نديد مگر اينكه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد. شيخ صدوق مىنويسد: مامون افرادى را از فرقهها و گروههاىمختلف و گمراه دعوت مىكرد و قصد آن داشت تا بر امام در بحث و مناظره پيروزشوند و اين به جهتحقد و حسدى بود كه نسبتبه آن حضرت در دل داشت، اما امام باكسى به بحث ننشست جز آنكه در پايان به فضيلت آن حضرت اعتراف كرد و در برابراستدلال امام سر فرود آورد. آرى «چراغى را كه ايزد برفروزد» هيچكس را توانخاموشى آن نخواهد بود. خود حضرت امام رضا(ع) مىفرمايد: ... آنگاه كه من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجيل با انجيلشان و براهل زبور با زبورشان و بر صائبين با زبان عبرى خودشان و بر هربذان با زبانفارسىشان و بر روميان با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغتخودشان استدلالكنم. و آنگاه كه هر دستهاى را محكوم كردم و دليلشان را باطل ساختم و دست ازعقيده و گفتار خود كشيدند و به گفتار من گراييدند مامون در مىيابد مسندى كهبر آن تكيه كرده استحق او نيست و در اين هنگام پشيمان مىگردد. سپس فرمود: «ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم».
5-امر به معروف و نهى از منكر
طبق تصريح آيات قرآن و رواياتاهل بيت(عليهم السلام) امر به معروف و نهى از منكر از اهميت ويژهاى برخورداراست و اصولا ساير واجبات به واسطه آن دو برپا مىگردند. اميرالمؤمنين(ع) فرموده است: امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه در غير اين صورت ستمگران برشما مسلط مىگردند و آنگاه هر قدر هم كه دعا كنيد اجابتنمىشود. در جاى ديگر نيز فرمودهاند: قوام دين در سه چيز خلاصه مىشود: امر به معروف، نهى از منكر و اقامه حدود. با توجه به فرمايش حضرت رسول اكرم(ص) كه بالاترين جهاد سخنعدلى است كه نزد فرمانرواى ظالمى ايراد گردد حضرت رضا(ع) در مقاطع مختلفزندگى خويش با جلوههاى گوناگون توانستبا بالاترين جهاد سياستهاى باطلزمامداران ستمگر زمان خويش را نقش بر آب نمايد و چهره حق و حقيقت رابنماياند. نقش امر به معروف و نهى از منكر به حدى در زندگى آن حضرت بارز بود كه يكى ازمهمترين علل شهادت حضرت رضا(ع) محسوب مىگردد. مرحوم شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا(ع) در باب اسباب شهادت آن حضرت، سهخبر نقل كرده است كه مويد ادعاى مزبور مىباشد.
و جالب اينجاست كه در ضمن خبراول حضرت به پرونده ثروتهاى بادآورده مامون و غيرقانونى بودن آنها نيز اشارتكرده است. مرحوم شيخ كلينى (متوفا به سال329) درباره عذاب تاركان امر به معروف و نهىاز منكر حديثى از امام رضا(ع) نقل كرده كه آن حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده: زمانى كه امت من نسبتبه امر به معروف و نهى از منكر سهل انگارى كنند ومسووليت را به گردن يكديگر اندازند (و هر كس منتظر اين باشد كه ديگرى آن راانجام دهد) در اين صورت بايستى منتظر عذاب الهى باشند و اين كار آنها به منزلهاعلان جنگ با خداست. يكى از كنيزان مامون چنين گفته است: «هنگامى كه در منزل مامون بوديم در بهشتى از خوردنىهاى و نوشيدنىها و بوى خوش و پول فراوان بسرمىبرديم اما همين كه مامون مرا به امام رضا(ع) بخشيد ديگر از آن همه ناز ونعمتخبرى نبود، زنى كه سرپرست ما بود، شب ما را بيدار مىكرد و به نماز وادارمىساخت كه بر ما سخت و گران مىآمد و آرزو مىكردم از آنجا رهايى يابم ..»
كهالبته به زودى توسط حضرت به ديگرى بخشيده شد زيرا لياقتخدمت در منزل امام رانداشت.
همانطور كه ملاحظه مىشود، امام نسبتبه نماز شب خواندن اهل منزل عنايتداشتند و لذا به سرپرست زنان دستور داده بودند كه آنها را در آن موقع بيدارنمايند. در اينجا يادآورى اين نكته بجاست كه ميان «تحميل عقيده» و «تحميلعمل در برخى امور» تفاوت وجود دارد. در قرآن كريم مىخوانيم: «لا اكراه فى الدين»[در دين تحميل عقيده راه ندارد.] در صورتى كه تحميل عمل در برخى ازموارد كه مصلحتبالاترى وجود دارد نه تنها جايز بلكه ضرورى مىباشد. به عنوانمثال وقتى معلمى دلسوز، دانشآموز خود را به انجام پارهاى از تكاليف وادارمىسازد، هيچگاه نمىخواهد تحميل عقيده نمايد بلكه به خاطر در نظر گرفتن صلاح ومصلحت دانشآموزش به وى نوعى عمل را اجبار مىكند و چه بسا همان دانشآموز پس ازرسيدن به مدارج عالى علمى از كار معلم بسيار خشنود و دلشاد گردد. تذكرات دلسوزانه خمينى كبير را مرورى دوباره كنيم: بايد همه بدانيم كه آزادىبه شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مىشود از نظر اسلام وعقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانىها و كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفتعمومى و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنها واجباست و از آزادىهاى مخرب بايد جلوگيرى شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچهبرخلاف مسير ملت و كشور اسلامى و مخالف با حيثيت جمهورى اسلامى استبطورقاطع اگرجلوگيرى نشود همه مسوول مىباشند و مردم و جوانان حزباللهى اگر برخورد به يكىاز امور مذكور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهى نمودندخودشان مكلف به جلوگيرى هستند خداوند تعالى مددكار همه باشد.
6- هشيارى سياسى و سازش ناپذيرى
ائمه(عليهم السلام) نه فقط خود با دستگاههاىظالم و دولتهاى جائر و دربارهاى فاسد مبارزه كردهاند بلكه مسلمانان را به جهادبر ضد آنها دعوت نمودهاند، بيش از پنجاه روايت در وسائل الشيعه و مستدركو ديگر كتب هست كه «از سلاطين و دستگاه ظلمه كنارهگيرى كنيد و به دهان مداحآنها خاك بريزيد، هر كس يك مداد به آنها بدهد يا آب در دواتشان بريزد چنين وچنان مىشود ..» خلاصه دستور دادهاند كه با آنها به هيچ وجه همكارى نشود وقطع رابطه بشود.
امام خمينى در جاى ديگر اينطور مىفرمايند: ائمه ما(عليهم السلام) همه شان كشته شدند براى اينكه همه اينها مخالف با دستگاه ظلمبودند اگر چنانچه امامهاى ما تو خانههايشان مىنشستند .. محترم بودند،روى سرشان مىگذاشتند ائمه ما را، لكن مىديدند هر يك از اينها حالا كهنمىتواند لشركشى كند از باب اينكه مقتضياتش فراهم نيست، دارد زيرزمينى اينهارا از بين مىبرد، اينها را مىگرفتند حبس مىكردند .. مرحوم شيخ كلينى از قوليكى از ياران امام رضا(ع) مىنويسد:
پس از آنكه حضرت رضا(ع) به امامت رسيد سخنانى ايراد فرمود كه بر جان وىترسيديم و لذا به آن حضرت عرض شد: مطلبى آشكار كردى كه بيم داريم اين طاغوت(هارون) بر عليه شما اقدامى كند، و حضرت در جواب فرمود:
هر كارى مىتواند انجام دهد .. يكى ديگر از ياران حضرت مىگويد: به امام عرض كردم: شما خود را به اين امر (يعنى امامت) شهره ساخته و جاى پدرنشستهايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مىچكد (و دوران اختناق عجيبىحكمفرماست، شما با چه جراتى چنين مىكنيد؟!) كه آن حضرت با پاسخ خود به وىفهماند كه اين مسائل و ماموريتهاى ائمه(عليهم السلام) قبلا از جانب الهى تعيينشده و هارون قدرت مقابله با حضرت را ندارد.
امام هشتم با هشيارى سياسى خويشتوانست پس از مرگ هارون (كه در سال دهم از امامتحضرت اتفاق افتاد) در دوراننزاع و كشمكشهاى ميان دو برادر (يعنى امين و مامون) به ارشاد و تعليم و تربيتشيعه ادامه دهد.
و بالاخره پس از به قدرت رسيدن مامون، با حركتها و موضعگيريهاى دقيق وحكيمانه نقش عظيم خويش را به خوبى ايفا نمود. همانطور كه معروف است مامون در ميان خلفاى بنىعباس از همه داناتر و زيركتربود، از علوم مختلف آگاهى داشت و تمام اينها را وسيلهاى براى پيشبرد قدرتشيطانى خويش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فريبى وى بود. وى با طرحيك نقشه حساب شده، ولايت عهدى حضرت را پيشنهاد كرد كه اهداف مختلفى را دنبالمىنمود از جمله: در هم شكستن قداست و مظلوميت امامان شيعه و پيروانشان،مشروعيتبخشيدن به حكومتخويش و خلفاى جور قبلى و كسب وجهه و حيثيتبراى خويش،تخطئه شيعيان مبنى بر عدم اعتنا به دنيا و رياست، كنترل مركز و كانون مبارزات، دور كردن امام از مردم و تبديل امام به يك عنصر دربارى و توجيهگر دستگاه. مقام معظم رهبرى حضرت آيهالله خامنهاى (مدظله العالى) ضمن برشمردن و توضيحاهداف فوق فرمودهاند: در اين حادثه، امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) در برابر يك تجربه تاريخى عظيمقرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مىتوانستسرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد. در اين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را بدستداشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مامون بود.
مامون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم و درايتى بىسابقه قدم در ميدانىنهاد كه اگر پيروز مىشد و اگر مىتوانست آنچنانكه برنامهريزى كرده بود كار رابه انجام برساند يقينا به هدفى دست مىيافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادتعلى بن ابيطالب(ع) هيچيك از خلفاى اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانستهبودند به آن دستيابند يعنى مىتوانست درخت تشيع را ريشهكن كند و جريان معارضىرا كه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود بكلىنابود سازد. اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون فائق آمد و او را درميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد و نه فقط تشيعضعيف يا ريشهكن نشد بلكه حتى سال دويست و يك هجرى يعنى سال ولايتعهدى آن حضرتيكى از پر بركتترين سالهاى تاريخ تشيع شد و نفس تازهاى در مبارزات علوياندميده شد و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانهاى بود كه آنامام معصوم در اين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد. آرى نمونههاى هشيارى وتيزبينى آن حضرت در قضاياى متعددى جلوهگر است مانند ماجراى نماز عيد كه هر چندبا پيشنهاد مامون بود اما حركت و شيوه حضرت به گونهاى بود كه مامون دستورجلوگيرى از اقامه نماز را صادر كرد و به قول رهبر عزيزمان «مامون را درميدان نبردى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد.»
7- تواضع و فروتنى
مرحوم شيخ صدوق به نقل از يكى از معاصران حضرت رضا(ع)مىنويسد: چون سفره انداخته مىشد، غلامانش حتى دربان و نگهبان نيز با اوسر يك سفره مىنشستند. مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نيز مىنويسد:
روزى امام وارد حمام شد، مردى (كه حضرت را نمىشناخت) از وى درخواست كرد تا اورا كيسه كشد، امام نيز پذيرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفىكردند و او با كمال شرمندگى و سرافكندگى از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به كار خود همچنان ادامه داد. مرحوم كلينى طبق حديثى فرموده: شبى امام مهمان داشت، در ميان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواستآن را اصلاح نمايد ولى حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت. مرحوم علامه مجلسى (متوفا به سال 1111) چنين نقل كرده است: مردى از اهالى بلخ گويد:
در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وى سفرهانداخته شد و خدمتكاران و غلامان، چه سياهان و چه غير ايشان، همگى را بر سر يكسفره نشاند، به امام عرض كردم: فدايتشوم خوب بود براى اينها سفره جداگانهاىمىانداختيد. حضرت فرمود: ساكتباش. پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است و پاداش و جزا (فقط) به عملبستگى دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).
8- احترام و محبتبه ديگران
مرحوم اربلى (از دانشمندان قرن هفتم) در خبرىكه نقل نموده است از قول يكى از معاصران امام رضا(ع) مىنويسد:
هرگز نديدم كهامام در سخن خويش نسبتبه كسى بىاحترامى كند و هرگز نديدم كه كلام ديگرىرا قطع كند، و مىگذاشت تا سخنانش به پايان رسد .. هيچگاه در برابر كسى كهمقابلش نشسته بود پاهايش را دراز نمىكرد و تكيه نمىزد. هرگز نديدم به هيچيكاز خدمتكاران و غلامانش ناسزا گويد .. آن حضرت فرموده است: محبتبه ديگراننيمى از عقلانيت و خرد ورزى است. و از آنجا كه درصد قابل توجهى از كينهها ودلخورىها به سبب سخنان بىمورد و بعضا نيشدارى است كه نسبتبه يكديگر اظهارمىگردد و شايد در اكثر موارد نيز بىقصد و غرض باشد آن حضرت فرمودهاند:
سكوت موجب جلب محبت مىگردد.
پوزش
در پايان، از محضر نورانى امام رئوف و مهربانحضرت رضا(ع) پوزش مىطلبيم; چرا كه بيان يك ويژگى از ويژگيهاى خدايى ايشان ازعهده كسى ساخته نيست.
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم
نقش امام رضا(ع) در نهضت تولید علم
عصر امام رضا(ع)، عصر شكوفایی مجدد علوم اسلامی، رونق و رشد اندیشه ها، ورود افكار بیگانه در جامعه اندیشمندان مسلمان و شكل گیری مكاتب فكری گوناگون براساس افكار التقاطی و وارداتی بوده است. این مسأله زمانی پررنگتر شد كه مأمون بر ترجمه كتابهای فلسفی یونان اصرار ورزید.
مسلماً در آن زمان یك هیأت نیرومند علمی در دربار وجود نداشت كه آثار بیگانگان را مورد نقد و بررسی دقیق قرار دهد و آن را از صافی جهان بینی اسلامی بگذراند، دردها و ناخالصیها را بگیرد و تنها آنچه را كه صاف و بی غل و غش است در اختیار جامعه اسلامی قرار دهد.
رسیدن به این اهداف در سایه اهتمام به علم و تولید علم امكان پذیر است. لذا حضرت رضا(ع) با توجه به احاطه بر علوم مختلف بر فضای علمی و فرهنگی عصر خویش تأثیر فراوان گذاشتند و توانستند جامعه اسلامی را برای عصرهای متمادی از فیض توانمندیهای علمی خود بهره مند سازند. با توجه به اهمیت بحث نهضت تولید علم در جامعه کنونی و نقش اهل بیت(ع) در تولید علم به بررسی وضعیت علمی جامعه عصر ایشان و نقش حضرت رضا(ع) در این زمینه پرداختیم. به همین جهت گفتگویی انجام داده ایم با حجةالاسلام دكتر حسن رضایی مهر استاد حوزه و دانشگاه كه تقدیم حضورتان می گردد.
* به عنوان اولین سؤال، بفرمایید علم در اسلام از چه جایگاهی برخوردار است؟
** علم و عالم در اسلام از جایگاه رفیعی برخوردار است و این واقعیتی است كه بر هیچ طالب حقیقی پوشیده نیست چرا كه با كمترین تتبع در متون اسلامی می توانیم به فضیلت و جایگاه علم ار نظر اسلام پی ببریم.
كتاب و سنت مملو از آیات و روایات در این زمینه است، به عنوان نمونه؛ ماده علم با اشكال مختلف بیش از 850 بار در قرآن تكرار شده است.
اولین سوره ای كه بر پیامبر(ص) نازل شده نیز بیانگر فضیلت علم نزد پروردگار است. چرا كه خداوند مطلع سخن خود را بیان عظمت علم قرار داده است و این بیانگر شرافت علم خصوصاً علم توحید كه مدار هر علمی است- می باشد.
شهید ثانی(ره) با تعبیر زیبایی در این باره می فرماید: «خداوند كتابش را با بیان نعمت ایجاد انسان آغاز نموده و بلافاصله نعمت علم و بینش را تذكر داد یعنی به اولین مرحله شكل گیری انسان و سپس به كمال او كه عالم شدن است، اشاره می كند.
به تعبیر شهید ثانی(ره) خداوند در این سوره به این نكته اشاره می كند كه: ارتقای انسان از پایین ترین مراتب وجودی به عالی ترین مراتب تعالی، بواسطه علم و دانش است.
چرا كه اگر غیر از علم چیز دیگری ملاك برتری به شمار می رفت باید بلافاصله پس از خلقت انسان به آن اشاره می كرد لذا این آیه موقعیت علم را از دیدگاه اسلام شفاف می كند.
در برخی آیات دیگر خداوند در راستای ترغیب بندگان به تحصیل علم، طرق تحصیل آن را به بنده نشان می دهد. «ا... اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شیئاً و جعل لكم اسمع و الابصار والا فئده لعكم تشكرون».
خداوند در این آیه به وسایل طریق كسب علم و معرفت و به علاقه انسان به تحصیل علم جهت خروج از جهل و نادانی اشاره می كند.
روایات بسیاری در باب تمجیدعلم آمده است كه معروفترین آنها روایت «طلب العلم فریضه علی كل مسلم و المسلمه» می باشد، از حضرت علی(ع) نقل شده است كه: مردم بدانید كمال دینداری و نقطه اوج آن دانش آموختن و عمل به آن است.
توجه قرآن و اهل بیت(ع) به علم آموزی، توجه بسیاری از متفكران غیر اسلامی را به خودش جلب كرده است.
«جان دیون پورس» در این باره می گوید: شاید هیچ ملتی قبل از مسلمانان وجود نداشته اند كه برای كسب دانش از آغاز تا انجام آن به این اندازه ارزش قائل شده باشد.
هم قوانین مكتوب و هم آداب و سنن مسلمانان به این فكر پسندیده كمك كرد. رهبران مسلمانان سخنانی دارند كه به این مهم اشاره می كند، مثل این كه مداد علما برتر از خون شهداست. یا كسی كه خودش را در راه تعلیم و تربیت فرزندش قرار دهد، بهشت بر او واجب است.
وی با استناد به یكسری احادیث نبوی به این نكته اشاره می كند كه در خصوص توجه به علم كسی به پای مسلمانان نمی رسد.
«گوستاولوبون فرانسوی» نیز درباره جایگاه علم در اسلام معتقد است:
اسلام از هر دینی برای اكتشافات و اختراعات ارزش بیشتری قایل شده است.
«پروفسور گرام بان» نیز می گوید: تمدن اسلامی در عین اینكه بسیار انتخابگر است و مشاركتهای خارجی را پذیرفته و حتی در جستجوی آن بوده است اما هویت خود را حفظ كرده است.
رهبران اسلام، علمای بیگانه را برای تعلیم به مسلمانان دعوت كردند و از علم آنان علماء و فضلای بزرگی تربیت نمودند. موفقیت و شكوفایی تمدن اسلامی به شریعت اسلام وابسته است.
* وضعیت علمی مسلمانان در عصر امام رضا(ع) چگونه بوده است؟
** معارف اسلامی به دلیل استواری و غنا، در مدت كوتاهی پس از رحلت پیامبر(ص) سراسر جهان را فرا گرفت، علت این مسأله علم خواهی مسلمانان بود كه باعث شد تا آنان در كنار پیشرفتهای سیاسی و عقیدتی، فرآورده های علمی خود را به سایر كشورها منتقل سازند و در عوض به دستاوردهای علمی آنان دست یابند.
یكی از خصایص ارزنده اسلام، علم پذیری آن است كه بعضاً به آن اشاره شده است و دانشمندان غربی نیز به آن اذعان داشته اند، این ویژگی باعث شد تا كتابهای مختلف علمی از مصر، یونان، هند، روم و ایران وارد فضای علمی مسلمانان شود و علمای اسلام به ترجمه، نقد و بررسی این كتب بپردازند و این امر باعث ایجاد نوآوریهای زیادی در عرصه علم و تألیف در حوزه های متعدد از ناحیه مسلمانان شد.
عصرامام رضا(ع)، عصر نهضت ترجمه بود به همین دلیل علما و دانشمندان از نقاط مختلف جهان به خراسان می آمدند و به بحث و گفت و گو می پرداختند.
نكته قابل توجه این است كه این اتفاقات در عرصه علوم اسلامی تنها نتیجه فضای فرهنگی جامعه آن دوران نبود بلكه نتیجه مستقیم تعالیم آسمانی اسلام بود.
در عرصه امام رضا(ع) در مرحله اول علمای دینی پرچمدار تحول علمی بودند و بعد مأمون با هر نیتی كه داشت در ترجمه كتابهای یونانی كوشش فراوانی كرد، نهضت ترجمه تأثیر فراوانی در شكوفایی علمی مسلمانان گذاشت، اما این تأثیرگذاری عاری از مسایل نگران كننده نبوده است چرا كه مترجمان متعصب فرق غیر اسلامی مانند زرتشتیان كه كار ترجمه را انجام می دادند در كار خود حسن نیت نداشتند، عده ای هم سعی داشتند از بازار داغ ورود علوم بیگانه برای نشر عقاید خود استفاده كنند. لذا متون ترجمه شده خالی از خرافات و عقاید انحرافی نبود.
این وضعیت به وجود آمده مسؤولیت امام رضا(ع) را چند برابر كرد. چون ایشان باید مردم را از این ورطه نجات می دادند.
عقل گرایی مفرط كه نتیجه توجه بیش از اندازه به مباحث عقلی كتابهای یونانی بود، بسیاری از مسلمانان به معتزله سوق داد، البته نقش مأمون در این راستا بسیار مهم بوده است.
عقل گرایی محض در آن زمان تا جایی پیش رفت كه عده ای گمان كردند، تنها عقل است كه سرچشمه معرفت است و خود را از وحی بی نیاز می دانستند.
دكتر طه حسین اندیشمند مصری در همین رابطه می گوید: همین عقل گرایی افراطی بود كه درهای اختلاف را به روی مسلمانان گشود، هر جمعیتی به استدلالهای واهی استناد كردند، بدین وسیله شمار فرق اسلامی از هفتاد هم گذشت.
این وضعیت وظیفه خطیر امام رضا(ع) را روشنتر می سازد. از این روست كه می بینیم امام رضا(ع) در راستای تصحیح افكار مسلمانان به تبیین معارف دین می پردازد و با شركت در جلسات مناظره و استفاده از بهترین شیوه ها در بیان عقاید دین راه و روش ترسیم حقایق دینی و تحقیق و تتبع را به دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان آموزش می دهد تا مسلمانان را از خطر انحراف نجات دهند.»
در یك نگاه كلی عصر امام(ع) به سطح مطلوبی از توسعه رسیده بود كه عاری از انحرافات و خرافات عقیدتی نبود، لذا امام رضا(ع) باید ایستادگی در برابر این عقاید به ارشاد اهل علم می پرداختند.
* شما علت رویکرد مسلمانان در عصر امام رضا(ع) به تولید علم را در چه می بینید؟
** چند امر در این قضیه دخیل بوده است: یكی از عوامل توسعه علمی در عصر امام رضا(ع) همان بحث نهضت ترجمه است كه به آن اشاره شد. قطعاً وقتی ترجمه كتابهای بیگانه با دامنه ای وسیع در محیط جامعه اسلامی رواج پیدا كند، فواید علمی فراوانی خواهد داشت كه مهمترین آنها نقد و بررسی كتابهاست كه همین نقدها و ارزیابی ها باعث باز شدن درهای بسیاری از علم شد و دانشمندان اسلامی در بعضی از علوم به شكوفایی هایی دست یافتند و فرآورده های ارزشمندی پیرامون مباحث مطروحه كسب نمودند كه در آن متون یافت نمی شد. این مسأله یكی از عللی بود كه اهل علم آن زمان را به سمت تولید علم كشاند.
ورود دانشمندان سایر بلاد به جامعه اسلامی نیز به توسعه علمی جامعه مسلمانان كمك كرد. محافل علمی كه توسط این دانشمندان تشكیل می شد. مسلمانان را به تولید علم ترغیب می كرد. علت دیگر، عملكرد مأمون عباسی در تشكیل جلسات علمی در خراسان و دعوت از دانشمندان مختلف به خراسان بود. همچنین وی مبالغ هنگفتی در ترجمه كتابهای یونانی هزینه كرد.
برخی از اهل نظر معتقدند، مأمون انگیزه هایی غیر از توسعه علمی داشته است، به عقیده ایشان، مغلوب كردن امام رضا(ع) در این جلسات و معرفی خود به عنوان شخصیت سیاسی طرفدار علم از جمله دلایل وی برای تشكیل جلسات مناظره علمی بوده است چرا كه مأمون پس از شهادت حضرت رضا(ع) دیگر حاضر نشد تا به تشكیل این جلسات بپردازد.
در واقع مأمون با تشكیل این جلسات قصد داشت تا علاوه بر تخریب چهره علمی حضرت رضا(ع) كه به لحاظ علمی بر جامعه اسلامی سایه افكنده بود، به تحكیم پایه های حكومت خود بپردازد. اما به هر حال مأمون با هر نیتی كه به این اقدامات دست زد باعث رویكرد جامعه اسلامی عصر خود به توسعه علمی شده است.
اما اصلی ترین گزینه در این راستا وجود امام رضا(ع) به عنوان عالم آل محمد(ص) بوده است. ایشان با توجه به برخورداری از قدرت تكلم در حوزه های مختلف علمی به عنوان شخصیت منحصر به فرد علمی در عصر خود- و البته اعصار پس از خود- شناخته شدند بطوری كه در هر حركت علمی به عنوان منشأی اثر و تحول در آن حوزه حضور داشتند، تأثیر حضور ایشان در توسعه علمی و تولید علم در آن دوران غیر قابل انكار است.
طرح مسایل علمی كه تا آن زمان از جانب كسی مطرح نشده بود، ارایه نظرات جدید و راهكارهای علمی در رشته های مختلف طبیعی و نیز در مباحث نظری و اندیشه ای، ورود اهل نظر را به حوزه تتبع و تحقیق شدت بخشید. لذا حضور مؤثر امام رضا(ع) باعث تحولی شگرف و جهشی بزرگ در عرصه تولید علم شد.
* امام رضا(ع) چه نقشی در جهت دهی فكری و سالم سازی افكار ایشان در این راستا ایفا كردند؟
** وجود فرق فكری مختلف در عصر امام رضا(ع)، نیاز جامعه آن روز را به وجود حضرت رضا(ع) روشن می سازد. حضرت رضا(ع) نیز در این راه اقدامات مؤثری انجام دادند.
مسافرتهای ایشان به بصره و كوفه برای پاسخگویی به عقاید باطل برخی فرق فكری یكی از این اقدامات است.
كارآمدترین اقدام ثامن الحجج(ع) در وضعیت آن روز با توجه به آشفتگی های موجود، ترویج فرهنگ دینی و عقاید اصیل اسلامی با ارایه طرق شناخت حق و باطل و اقدام به یك كار معرفت شناختی در خصوص عقاید رایج و در راستای تثبیت عقاید حق بود.
یكی دیگر از اقدامات امام هشتم(ع) كه در هدایت فكری مسلمانان مؤثر بود؛ ایجاد فضای علمی مناسب برای ارایه طرح و نظرات و اندیشه های مخالفان بود.
با توجه به این كه جامعه آن روز مملو از آرا و نظرات صحیح و سقیم بود و اهل علم با این آرا درگیر بودند، طبعاً اگر بطلان آن نظرات و اندیشه ها ثابت نمی شد، درصد تأثیر پذیری اهل علم از آن نظرات بیشتر می شد و تأثیر عمیقی بر نوع تفكر مردم می گذاشت. برای رهایی از چنین وضعیتی لازم بود، اندیشه های مخالف مطرح و مورد نقد و بررسی منطقی و علمی قرار گیرد.
عملی شدن این امر مستلزم ایجاد فضای مناسب علمی در سایه آزادی بیان و اندیشه است. امام رضا(ع) با اهتمام به همین روش و نقد آرای مخالفان تأثیر شگرفی در نگرش صحیح و منطقی مسلمانان در باب تحقیق گزاره های دینی و علمی و حتی نظرات ارایه شده گذاشتند.
یكی دیگر از موارد تأثیرگذاری امام رضا(ع) بر نوع تفكر جامعه آن زمان القای این نكته بود كه دفاع از هر عقیده ای باید بر اسلوب منطق و روش عقلانی باشد. به عبارت دیگر، دفاع عقلانی از یك مدعا امری بود كه امام رضا(ع) در موارد متعدد آن را مورد توجه قرار می داد.
با این رویكرد صاحب هر عقیده ای، برای اثبات آن باید آن را با اسلوب منطقی منطبق می كرد. همه طرفهای گفت و گو دراین امر مشترك بودند. در واقع این قاعده مناظره توسط حضرت رضا(ع) در جلسات مناظره پایه ریزی شد و نتیجه آن بسته شدن مغالطه و سفسطه در اثبات عقاید بود.
جامعه علمی در شناخت افكار و اندیشه های مختلف، آن را با عقل محك می زد و همین مسأله باعث شد تا بسیاری از مذاهب و اندیشه های رایج آن دوران باطل شناخته شوند.
این مسأله بزرگترین تأثیر امام رضا(ع) در نگرش فكری جامعه آن دوران بود، در واقع امام (ع) جامعه خود را در مقابل این آرا واكسینه كردند.
تأثیر دیگری كه بسیار مهم است، مربوط به حوزه عمل است.
امام رضا(ع) با شركت در جلسات مناظره ای كه قبل از دوران ولایت عهدی خود تشكیل می داد یا در دوران ولایت عهدی توسط مأمون برگزار می شد، عملاً روش منطقی بحث و مناظره و تحقیق و تتبع را نشان دادند و با ارایه آزادانه اندیشه های مخالف صاحبان ادیان مختلف، و پاسخگویی عقلانی و با استفاده از نظرات خود آنها كه باعث مغلوب شدن آنها شد، نگرشی سالم در اهل نظر ایجاد كردند.
* با توجه به بیانات شما در خصوص سالم سازی محیط فكری توسط امام رضا(ع) و اثر گذاری ایشان بر جامعه علمی، نقش ایشان را در تولید علم بررسی كنید.
** نقش حضرت رضا(ع) ایجاد نهضت علمی از جهات مختلف قابل توجه است.
آثار و تألیفات ایشان در امور مختلف مثل توحید، پیدایش زمین، پزشكی، فقه، حدیث، فلسفه احكام و مباحث اخلاقی، حاكی از گستردگی معلومات ایشان بوده است.
مسلماً شخصی با این گستردگی در علم و بینش، تأثیر شگرفی بر توسعه علمی جامعه خود خواهد گذاشت، به خصوص اینكه امام (ع) به لحاظ اجتماعی بسیار فعال عمل كردند و خود شخصاً به ارایه راهكار و نظرات خود پرداختند. احاطه ایشان به علوم پزشكی، بهداشت عمومی و میكروبیولوژی نمونه بارز این مسأله است كه تأثیر بسزایی در علم پزشكی و بهداشت عمومی آن عصر گذاشت. چرا كه تا آن زمان دانش پزشكی صورت علمی نداشت و این حركت عظیم علمی امام(ع) در 1200 سال پیش نقطه جهشی برای توجه اندیشمندان به علم در حوزه های مختلف شد. خصوصاً وقتی این قواعد با كشفیات علمی منطبق شد.
استفاده بهینه از فرصتهای موجود در تبیین معارف و تبلیغ دین و ترویج مسایل علمی از عمده فعالیتهای امام رضا(ع) در تولید علم به شمار می رود.
منبع:چالش های دوره امامت امام رضا

نظرات شما عزیزان:
برچسبها: